در آینه می بینم
هر اینه
که آ ن نگاه ماه ات
از زیر دام مقنعه
و پشت هرآنچه در و دیوار
همه ی حجابها را در می نوردد
همایون
در این روزگار, کنج خلوت, محشرکده ی شیاطین است ! شیرانرا, بیم باشد- در این زمان از یاران صالح منقطع شدن, و ب کنج نشستن ! مکتوبات مولانا
در آینه می بینم
هر اینه
که آ ن نگاه ماه ات
از زیر دام مقنعه
و پشت هرآنچه در و دیوار
همه ی حجابها را در می نوردد
همایون


آغوش باز
آنگاه که گلنعشهای فرش سبز ,
خشت خام خشونت را
به خون سرخ خویش خیس می کنند
پزشکی بی قانونی , در خیابان ناصر خسرو خمیازه می کشد !
دلالان کودتا
دار وندار یار دبستانی دار زده را دودر می کنند
* * *
صدایی از دور میاید !
آی مردم:من حر ابن یزید بسیجی ام !
آی مردم:
چشمان شرمسارم,چه چیزها که ندیدند!!!
میلشان بکشید میل
آی مردم:
دست یاریگر دستانم شکسته بود که دوستی نکردند
دستبندشان بزنید دستبند
آی مردم:
پاهای لنگ در گلم , به سمت سبز خیابانتان نیامدند!
ببخشید , ببخشید
تازگیها اما , قلب قلابی ام که قرنها قندیل بسته بود
به عشق شما گر گرفته است
چه کنم؟
بمانم؟
یا بمیرم از خجالت؟


که از پس به توان قرن
هنوز
همان سکته ی سیاه فسیل سلسله می جنباند!
* * *
مرزبانان زمخت دروازه های دگم گمان
کماکان
می مو بیو سند(1)
و ما همچنان شاهدان شهمات شکار تبار خویشتنیم
* * *
کوشندگانمان
کیهانی از تکفیر به دوش می کشند
در آرزوی ظهور آن
پرنده ی پیدا وپنهان
که به صد سال
سلام وصلوات!
تنها
تنها سه بار در آسمانمان
پر زد و پر پر زد
* * *
دوست من
تو چشم دوخته ای به اختر سوخته ای
و من
خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد(2)
1- نوار موبیوس 2- حافظ